بررسی الگوی پرچم و الگوی مثلث و تفاوتهای آنها
برای ورود و سرمایه گذاری در بازار سرمایه ، باید به شرایط آن آگاه باشید و همچنین مهارتهای لازم به منظور انجام معملات و خرید و فروش را کسب کنید. بسیاری از معاملهگران ترجیح میدهند قبل از اقدام برای خرید یا فروش سهام یا دارایی خود، وضعیت موجود آن را تحلیل کنند و نسبت به آن تصمیم بگیرند. تحلیلگران زیادی هستند که از تحلیل تکنیکال برای این کار استفاده میکنند. الگوهای مختلفی در تحلیل تکنیکال وجود دارند که با استفاده از آنها میتوانید سهمهای مختلف را تحلیل کنید. الگوی مثلث و الگوی پرچم جزو الگوهای تکنیکالی هستند که دادهها و اطلاعات مهمی را از روی نمودار سهام به تحلیلگران میدهند. در این مقاله ابتدا، تعریف این دو الگو مطرح شده و سپس به تفاوتهای میان این 2 الگو خواهیم پرداخت.
الگوی مثلث، انواع و خصوصیات آن
الگوی پرچم، انواع و خصوصیات آن
تفاوت بین الگوی پرچم و الگوی مثلث
الگوی مثلث
در تحلیل تکنیکال برخی از الگوها با عنوان الگوی ادامهدهنده شناخته میشوند. این الگوها همانطور که از نام آنها پیداست، در ادامه یک روند حرکت میکنند. الگوهای ادامه دهنده معمولاً در زمان کمتری ساخته میشوند و اکثراً در رده الگوهای کوتاهمدت یا میانمدت تقسیمبندی میشوند. الگوی مثلث نیز جزو الگوهای ادامهدهنده محسوب میشود.
درالگوی مثلث، نمودار قیمت سهام در بازه زمانی مشخص، تشکیل الگویی میدهد که با اتصال خطوط، الگویی شبیه به مثلث هندسی شکل میگیرد.
انواع الگوی مثلث
الگوی مثلث در تحلیل تکنیکال انواع مختلفی دارد که در ذیل به هرکدام از آنها میپردازیم:
الگوی مثلث افزایشی یا صعودی
همانطور که از نام این الگو مشخص است، در الگوی مثلثی افزایشی، نوک مثلث میل به افزایش قیمت و رو به بالا دارد. در این الگو، خط پایینی بهعنوان خط روند بهصورت افزایشی شکل میگیرد و خط بالایی تقریباً افقی میباشد. در خط روند حمایتهای نمودار، کف قیمتی بالاتری میسازند و به همین جهت رو به بالا در حرکت خواهد بود و خط بالایی مثلث، مقاومتهای ساخته شده را در طول روند خود، در بر میگیرد.
طبق تحلیل تکنیکال، هرگاه در الگوی مثلث افزایشی، نمودار قیمت سهام، مقاومتهای پیش روی خود را به سمت افزایش قیمت رد کند، میتواند یک سیگنال مثبت خوب برای خرید صادر کند. اکثر تحلیلگران در این مواقع پیشبینی میکنند که سهام با روند صعودی در آینده مواجه شود.
الگوی مثلث کاهشی یا نزولی
طبعاً این الگو برخلاف الگوی افزایشی عمل میکند. در الگوی مثلث کاهشی، نوک مثلث به سمت پایین و نزول قیمتی، میل میکند. بنا بر این الگو، خط روند در خط بالایی مشخص میشود. در خط روند مقاومتهای ایجاد شده، قلههای کوتاهتر از قبل خود را میسازند که این باعث میشود تا خط روند بالایی به سمت پایین سوق پیدا کند. همچنین خط پایینی در الگو، به عنوان خط افقی در نظر گرفته میشود و در این حالت حمایتهای سهم معمولاً به شکل ثابتی تکرار میگردند.
طبق تحلیل تکنیکال، هرگاه در الگوی مثلث کاهشی، کندل قیمتی، حمایتهای خود را به سمت پایین بشکند، میتواند یک سیگنال منفی صادر کند تا الگوی گوه یا کنج افزایشی الگوی گوه یا کنج افزایشی الگوی گوه یا کنج افزایشی سهامدار نسبت به موقعیت قیمت سهام احساس خطر کند. بیشتر تحلیلگران در این مواقع پیشبینی میکنند که سهام با روند نزولی در مسیر خود همراه خواهد شد.
الگوی مثلث متقارن
الگوی مثلث متقارن معمولاً با توقف روند حرکتی همراه است و بعد از طی بازه زمانی، دوباره به روند قبلی خود ادامه میدهد. در الگوی متقارن، خط عمودی نمودار در کندلهای ایجاد شده بهعنوان قاعده مثلث محسوب میشود و دو خط بالایی و پایینی هرکدام در روند صعودی و نزولی قرار میگیرند. مثلاً خط بالایی شکل نزولی و خط پایینی شکل صعودی به خود میگیرند تا الگوی مثلث شکل متقارن داشته باشد.
الگوی پرچم
در تحلیل تکنیکال، برخی از الگوها در بازههای زمانی مختلف اصلاح قیمتی انجام میدهند و مجدداً در طی زمان به روند صعودی یا نزولی خود برمیگردند. ساختارالگوی پرچم نیز به همین شکل است. در الگوی پرچم، یک روند صعودی قوی قبل از رسیدن به زمان اصلاح شکل میگیرد و زمانی که نمودار سهام وارد فاز اصلاحی میشود، الگوی پرچم تکمیل میگردد و بعد از آن باید منتظر بازگشت به روند و ادامه روند قبلی خود باشیم.
در ساختار الگوی پرچم، روند قبل از تشکیل الگو را "میله پرچم" و دوره اصلاح و تکمیل الگو را "بدنه پرچم" معرفی میکنیم. معمولاً بهترین زمان خرید سهام، بعد از تشکیل الگوی پرچم و آماده شده برای روند صعودی، تعیین میشود.
منظور از میله پرچم همان روند صعودی قوی قبل از شکلگیری الگو میباشد که با شیب تند به سمت بالا در حرکت است.
منظور از بدنه پرچم، نوسانات قیمتی در زمان اصلاح میباشد. این بدنه با تشکیل کانال قیمتی، میتواند شکل مثلث یا مستطیل به خود بگیرد.
با بکار گرفتن الگوی پرچم، میتوان 3 نقطه مهم یعنی نقطه ورود، حد ضرر و حد سود را مشخص کرد و طبق آن معامله خود را انجام داد.
انواع الگوی پرچم
الگوی پرچم انواع مختلفی دارد که عبارتند از:
الگوی پرچم صعودی
در این الگو، مشاهده میشود که قیمت سهام با قدرت بالایی در روند صعودی قرار دارد و بعد از مدت زمانی وارد کانال اصلاحی میشود. اگر کندل قیمتی بعد از عبور از فاز اصلاحی، مقاومت خود را با قدرت به سمت بالا بشکند، انتظار رشد قیمت بهاندازه میله پرچم در روند بعدی سهام داریم. در این حالت بهترین نقطه برای ورود، اتمام کانال اصلاحی میباشد.
الگوی پرچم نزولی
این الگو، درست برخلاف الگوی صعودی عمل میکند. قبل از تشکیل الگوی پرچم، یک روند نزولی قوی شکل میگیرد و بعد از ورود به کانال اصلاحی، دوباره روند نزولی خود را از سر میگیرد. اگر حمایت سهم در روند شکسته شود، انتظار افت شدید قیمتی بهاندازه روند قبلی خواهیم داشت و بهترین موقعیت برای خروج از سهم و جلوگیری از ضررهای احتمالی میباشد .
الگوی پرچم سهگوش
این الگو شباهت زیادی به الگوی مثلث متقارن دارد و در کانال اصلاحی خود، شکل مثلث میگیرد. با این تفاوت که قبل از شکلگیری الگو، حتماً میبایست شاهد روند صعودی یا روند نزولی قوی در نمودار باشیم. الگوی پرچم سهگوش نیز میتواند بسته به حرکت سهم، صعودی یا نزولی باشد. در الگوی صعودی انتظار رشد قیمت بهاندازه میله پرچم و در الگوی نزولی انتظار افت قیمت بهاندازه میله پرچم خواهیم داشت.
تفاوت بین الگوی پرچم و الگوی مثلث
با اینکه هر دو الگوی مثلث و الگوی پرچم، از الگوهای ادامه دهنده به شمار میروند و به لحاظ ظاهری شباهتهای بهخصوصی باهم دارند اما دارای تفاوتهای ساختاری هستند که در این قسمت به آنها میپردازیم.
- در الگوی پرچم، نمودار قیمتی باید جهت و روند مشخص قوی با شتاب زیاد وجود داشته باشد و روند اولیه برای تشکیل الگو بسیار حائز اهمیت است. اما این مورد در تشکیل الگوی مثلث چندان مهم نیست.
- شیب تغییرات در الگوی پرچم بیشتر از الگوی مثلث است. به همین نحو، در الگوی پرچم، شکست مقاومت یا حمایت با شیب تندتر و قدرتمندتری رخ میدهد و به عبارتی زودتر به اهداف قیمتی میرسد.
- الگوی پرچم میتواند ساختاری مستطیل شکل نیز به خود بگیرد اما در الگوی مثلث حتماً شاهد شکلگیری مثلث در نمودار هستید.
- تغییرات قیمتی در الگوی پرچم به دلیل وجود شیب بالا، شدیدتر اتفاق میافتد.
- هدف قیمتی در الگوی پرچم به مراتب راحتتر از الگوی مثلث تخمین زده میشود. چراکه در الگوی پرچم، میله پرچم معیار بسیار مناسبی برای تعیین هدف سهام میباشد. به همین دلیل تعیین نقطه حد ضرر و حد سود با استفاده از الگوی پرچم دقیقتر به نظر میرسد.
- الگوی مثلث صعودی میبایست در کانال نوسانات خود، کفهای بالاتری بسازد تا به سمت صعود میل کند اما در الگوی پرچم ممکن است این کانال، ثابت و یا در برخی مواقع نزولی باشد و بعد دوباره به روند صعودی برگردد.
- در الگوی مثلث، فشردگی در کانال مثلثی، میتواند بر قدرت روند بعدی تأثیر زیادی بگذارد و هر چه این کانال فشردهتر شود، قدرت بالاتری در روند خواهد داشت.
جمعبندی
الگوهای مختلفی در تحلیل تکنیکال مورد استفاده قرار میگیرند تا نقاط مهم برای ورود یا خروج سهم شناسایی شوند. هر الگو بر اساس ساختاری که دارد در تعیین این نقاط نقش قابل توجهی دارند. در این مقاله به بررسی ساختار الگوی مثلث و الگوی پرچم پرداختیم و با بررسی برخی از شباهتهای آنها، در ادامه مطلب تفاوتهای موجود در این دو الگو را مورد ارزیابی قرار دادیم.
کسب مهارت در تحلیل تکنیکال و تشخیص دقیق الگوهای مثلث و پرچم در نمودار سهام مختلف، نیاز به افزایش آگاهی و آموزشهای لازم دارد. کارگزاری اقتصاد بیدار با داشتن سابقه طولانی در بازار بورس، خدمات آموزش بورس را بر اساس سطح دانش علاقهمندان به حوزه سرمایهگذاری، ارائه میدهد و برای کسب اطلاعات بیشتر کافی است با سایت یا دفاتر کارگزاری در ارتباط باشید.
یونی سواپ (UNI) با خطر سقوط 45 درصدی مواجه است
لیست شدن ارز دیجیتال UNI در پلتفرم معاملاتی رابینهود (Robinhood) منجر به کمی افزایش قیمت این توکن شد، اما این روند صعودی طولانی مدت آن را تضمین نمیکند.
به گزارش واحد ترجمه گذارنیوز، آخرین الگوی نمودار یونی سواپ (UNI) نشان میدهد که سرمایه گذاران باید پس از افزایش 20 درصدی هفته گذشته، برای اصلاح قیمت این ارز دیجیتال آماده باشند.
سقوط 45 درصدی قیمت UNI در پیش است؟
قیمت UNI از اواسط ژوئن یک روند صعودی را طی کرده و یک الگوی کنج یا گوه افزایشی تشکیل داده است، الگویی که تحلیلگران سنتی به دلیل سابقه آن در فریب دادن خریداران با شکستهای فیک (Fake Breakout)، به عنوان یک الگوی بازگشتی نزولی به آن نگاه میکنند.
بنابراین، گوه افزایشی معمولا پس از شکسته شدن خط روند پایینی الگو تکمیل میشود. معامله گران معمولاً هدف نزولی الگوی گوه افزایشی را با کم کردن فاصله بین خط روند بالا و خط روند پایینی آن از نقطه بریکداون (Breakdown) یا شکست قیمت محاسبه میکنند.
نمودار قیمت روزانه UNI/USD به همراه الگوی «گوه افزایشی». منبع: TradingView
این باعث میشود که تارگت نزولی UNI تا سپتامبر 2022 به 3.8 دلار برسد که در صورت شکسته شدن حمایت الگو در نزدیکی 6.52 دلار، 45 درصد نسبت به قیمت 15 جولای (24 تیر) پایینتر است.
با این حال، اگر بریکداون در نقطه اوج الگو اتفاق بیفتد، یعنی جایی که دو خط روند گوه به هم میرسند، هدف به 4.65 دلار تغییر میکند و منجر به کاهش 32.25 درصدی نسبت به قیمت 15 جولای میشود.
جالب اینجاست که یک گوه افزایشی نیز بین فوریه و آوریل در نمودار تشکیل شده است. این الگو یک حرکت صعودی 65 درصدی را در دل خود جای داد و پس از آن قیمت UNI با 70 درصد افت از حدود 12.50 دلار به 3.56 دلار کاهش پیدا کرد.
کاتالیزورهای صعود قیمت UNI
به طور همزمان، توکن UNI یک الگوی سر و شانه معکوس نیز ترسیم کرده است که تارگت صعودی آن در حوالی 9.50 دلار قرار میگیرد و 40 درصد نسبت به قیمت فعلی آن بالاتر است.
نمودار قیمت روزانه UNI/USD به همراه الگوی سر و شانه معکوس. منبع: TradingView
الگوی صعودی UNI یک پشتوانه فاندامنتال دارد: پلتفرم رابینهود
قابل به ذکر است که این اپلیکیشن معاملاتی بدون کارمزد آمریکایی در ۱۴ ژوئیه اعلام کرد که یونی سواپ (UNI) را به سبد ارزهای دیجیتال خود برای ارائه به ۲۲.۸ میلیون سرمایهگذار خرد خود اضافه کرده است.
با این حال، همانطور که بازار در مورد شیبا اینو (SHIB) تجربه کرد، لیست شدن یک ارز دیجیتال در پلتفرم رابینهود حتماً به روند صعودی طولانی مدت آن منجر نخواهد شد.
قابل ذکر است، تصمیم این شرکت برای لیست کردن توکن SHIB به افزایش تقریباً 20 درصدی این ارز دیجیتال در 12 آوریل کمک کرد، اما نتوانست روند صعودی آن را حفظ کند. قیمت SHIB از زمان عرضه در پلتفرم رابینهود تقریباً 60 درصد سقوط کرده است.
پکیج الگوهای کلاسیک
در بازارهای مالی و در هنگام تحلیل تکنیکال، تکنیکهای تحلیلی مختلفی وجود دارد که افراد میتوانند با استفاده از هر تکنیک، شیوه معاملاتی خود را کشف کنند و به معامله بپردازند. انواع الگوی گوه یا کنج افزایشی الگوهای کلاسیک در تحلیل تکنیکال به این منظور معرفی شدهاند که به دوستان معاملهگر کمک شود که بتوانند تحلیلهای قدرتمندتری ارائه داده و به کسب سود بیشتر بپردازند.
کاربرد الگوهای کلاسیک برای یک معامله گر:
الگوها در تحلیل تکنیکال در واقع اشکالی هستند که در نمودار ظاهر میشود و به نوعی می توان گفت که رفتار آیندهی بازار طبق آن الگو پیش بینی می شود.
الگوها میتوانند به ما استراتژی معاملاتی بدهند. همچنین الگوها کمک میکنند در بازار به درستی تصمیم بگیریم و حرکت بعدی بازار را تشخیص دهیم. الگوها نشان دهندهی تفکر سرمایهگذاران در هر لحظه از بازار می باشند.
الگوها میتوانند نکات مهمی از جمله:
- نقطهی ورود به بازار
- حد سود
- نقطهی خروج
- حد ضرر
- ریسک به ریوارد
را برای سرمایهگذاران مشخص کنند تا یک معاملهگر طبق الگو تصمیم به معامله بگیرد.الگوی گوه یا کنج افزایشی
معرفی دوره
مرورگر شما، پخش فایل ویدیویی را پشتیبانی نمیکند. لطفا مرورگر خود را بروزرسانی کنید.
ویژگی منحصر به فرد دوره الگوهای کلاسیک در آکادمی دکتر ژند:
در این دوره بیش از 40 الگوی کلاسیک و کاربرد هریک به شما آموزش داده می شود.
نمونه آموزش
مرورگر شما، پخش فایل ویدیویی را پشتیبانی نمیکند. لطفا مرورگر خود را بروزرسانی کنید.
فیلم آموزشی الگوهای کلاسیک توسط مهران متقی
بخش بسیار مهم و اساسی در تحلیل تکنیکال هستند که علاوه بر کاربرد زیاد در تحلیل و معامله، مباحث پایه ای و مهمی برای ورود به مباحث تخصصی تر از جمله امواج الیوت محسوب می شوند. از این رو، یادگیری صحیح و اصولی الگوهای کلاسیک، از ضرورت و اهمیت بسیار بالایی برخوردار است. نگاه الگویی به نمودار قیمت، یک نگاه کارا و مفید است که محبوبیت زیادی در بین معامله گران در سطح جهانی دارد. بنابراین سوالی که ایجاد می شود این است:
تحلیل تکنیکال با رویکرد الگویی چگونه تعریف می شود؟
الگوها در تحلیل تکنیکال، حاصل شکل گیری نوعی رفتار خاص در قیمت هستند که این رفتار، در اکثر موارد، یک نتیجه ی خاص و معین را به دنبال دارد. به بیان دیگر، نوعی از رفتار یا شکل گیری قیمت، به گونه ای اتفاق افتاده است که برای معامله گران بازار، به صورت یک اتفاق آشنا و تکرار شونده در آمده است. در نتیجه، در تعریف تحلیل تکنیکال با رویکرد الگویی، می توان گفت که مهمترین عنصری که تعریف آن را شکل می دهد، تکرار سلسله رفتارهایی است که قبلا اتفاق افتاده است و به بیانی دیگر، گذشته ی قیمت تمایل به تکرار شدن دارد.
عنصر اساسی بعدی، الگوها هستند. همانطور که گفته شد، الگو نوعی مدل یا رفتار خاص است که در نمودارها اتفاق می افتد و به مرور زمان و با بررسی ها و تحقیقات مختلف، مشخص شده است که هر الگو، چه نتیجه ای را به دنبال خواهد داشت.
نتیجه ی تمام مطالب گفته شده، این است که یک تحلیل گر الگویی، با پیدا کردن انواع الگوهایی که در نمودار اتفاق افتاده یا احتمالا در حال اتفاق افتادن هستند، سعی می کند که جهت و هدف احتمالی قیمت را مشخص کند. این صرفا منحصر به الگوهای کلاسیک نیست و این دسته از تحلیل گران و معامله گران، از تمامی انواع الگوهایی که به آنها در این زمینه کمک کند، مانند الگوهای هارمونیک، الگوهای شمعی، الگوهای الیوتی و… استفاده می کنند. حال به بررسی کامل تر الگوهای کلاسیک خواهیم پرداخت.
الگوهای کلاسیک و انواع آن
همان گونه که گفته شد، یک تحلیل گر الگویی، باید بتواند با انواع مختلف الگوها کار کند و آشنایی داشته باشد تا بتواند از نوسانات قیمت، بهترین استفاده را برای معامله و کسب سود داشته باشد. الگوها دارای انواع گوناگونی هستند که به دلیل گستردگی مبحث، صرفا به بررسی الگوهای کلاسیک قیمتی و انواع دو گانه ی آن خواهیم پرداخت.
در مجموع، الگوهای کلاسیک، به دو دسته ی ادامه دهنده و بازگشتی تقسیم می شوند. ادامه دهنده بودن الگو، یعنی قیمت پس از خروج از الگو، مسیر قبلی خود را ادامه خواهد داد. یعنی مثلا در الگوی مثلث افزایشی، قیمت قبل از ورود به الگو، مسیری صعودی داشته است و پس از خروج از الگو هم به مسیر صعودی ادامه خواهد داد. بر خلاف الگوهای ادامه دهنده، الگوهای بازگشتی الگوهایی هستند که مسیر حرکت را تغییر الگوی گوه یا کنج افزایشی خواهند داد.
برای مثال، در الگوی سر و شانه، اگر حرکت قیمت، قبل از ورود به الگو یک حرکت صعودی باشد، پس از خروج از الگو، مسیری نزولی در پیش خواهد گرفت. نکته ای که لازم به ذکر است، این است که بعضی از الگوها، الگوی گوه یا کنج افزایشی هم می توانند ادامه دهنده باشند و هم بازگشتی؛ به عبارتی، هنگام ورود به الگو، نمی توانیم با احتمال زیاد پیش بینی کنیم که قیمت از کدام جهت خارج می شود و نقش ادامه دهنده خواهد داشت یا بازگشتی. برای نمونه، الگوی مثلث متقارن از این دسته است.
در الگوهای کلاسیک، بیش از هر چیز، ظاهر نمودار و اتفاقاتی که در حجم معاملات رخ می دهد اهمیت دارد. یعنی هر الگو، یک فرم ظاهری کلی دارد و در اکثر الگوها، اتفاقات مشخصی در حجم معاملات رخ می دهد.
برای الگوی گوه یا کنج افزایشی مثال در بعضی از الگوها، در زمان اتفاق افتادن الگو، حجم معاملات کاهشی می شود. هر کدام از الگوهای کلاسیک، دارای یک هدف قیمتی هستند که اگر الگو به درستی تشخیص داده شود، قیمت پس از خروج از الگو، به هدف خود خواهد رسید. از این رو، مزیت بزرگ الگوهای کلاسیک، قابل تشخیص بودن و داشتن هدف قیمتی برای معامله ی راحت تر و سودمندتر است.
در این دوره، تلاش شده است که با نگاهی ساده اما دقیق، به بررسی مهمترین و کارآمدترین الگوهای کلاسیک پرداخته شود.
چکیده مطلب
الگوهای قیمتی یا پترن ها (Patterns) فرمی از رفتار قیمت هستند که به دلیل تکرار در گذشته برای ما امکان پیش بینی قیمت را فراهم کرده اند. این الگوها در گذشته آنقدر ایجاد شده اند که از لحاظ آماری برای ما با ارزش هستند و می توانیم برای آینده نیز آنها را تعمیم دهیم. اساسا الگوهای قیمتی زمانی ایجاد می شوند که بازار دچار بلاتکلیفی می شود و تقابل خریدار و فروشنده داخل فرم خاصی از تراکم که می تواند مستطیل یا مثلث یا… باشد حبس می شود. حال اینکه خریدار بتواند این حصار را بشکند یا فروشنده در مبحث الگوهای کلاسیک مطرح می شود که قیمت می تواند روند قبلی خود را ادامه دهد (الگوهای ادامه دهنده) یا که برخلاف مسیر قبلی خود حرکت کند (الگوهای بازگشتی).
آشنایی با نمودار هیکن آشی و استراتژی های معاملاتی آن در فارکس
نمودار هیکن آشی در فارکس یکی از کاربردیترین ابزار معاملات در تحلیل تکنیکال است. هیکن آشی که در لغت به معنای «کندل میانگین» است، نوعی نمودار معاملاتی ژاپنی بوده و برای شناسایی سیگنالهای روند بازار و پیشبینی حرکات قیمت، از نمودارهای کندل استیک (Candlestick) استفاده میکند. در واقع این روش با استفاده از دادههای میانگین قیمت، نویز بازار را فیلتر کرده و تصویری واضح از آن ارائه میدهد. این استراتژی برای معامله در بازار جهانی فارکس بسیار کاربردی است.
استراتژی معاملاتی هیکن-آشی به معاملهگران کمک میکند تا تشخیص دهند که چه زمانی باید یک معامله را حفظ یا آن را متوقف کنند. بدین ترتیب میتوانند با تنظیم موقعیتهای خود، از متضرر شدن خودداری کرده یا در موقعیت انتخابی، به سود برسند. هیکن اشی میتواند در معاملات اوراق بهادار، شناسایی روند بازار یا پیشبینی قیمتهای آینده، مورد استفاده قرار بگیرد.
هیکن آشی چیست و چه تفاوتی با نمودارهای شمعی دیگر دارد؟
استراتژی معاملاتی هیکن آشی، در سال 1700 توسط Munehisa Homma توسعه پیدا کرد. اگرچه مشترکاتی بین برخی از ویژگیهای این تکنیک با نمودارهای کندلی سنتی پیدا میشود؛ اما نحوهی محاسبهی کندل استیکها در نمودار هیکن اشی، متفاوت است.
یکی از مشکلاتی که در نمودارهای کندل استیک وجود دارد، دشوار بودن تشخیص روند بازار است. همچنین تمامی کندلهای رسمشده برای هر روز معاملاتی، از یکدیگر مستقل هستند. استراتژی معاملاتی هیکن-آشی با استفاده از یک تاکتیک میانگینگیری قیمت، تمامی این کندلها را به یکدیگر وابسته میکند.
بر خلاف نمودارهای شمعی معمولی، نمودار هیکن آشی برای محاسبهی کندلها، از میانگین دورهای قیمتها استفاده میکند. این باعث ایجاد نموداری نرم و هموارتر میشود که با مبهم کردن شکافها و برخی الگوی گوه یا کنج افزایشی دادههای قیمت، تشخیص روند، الگوها و نقاط بازگشت آن را آسانتر میکند.
فرمول هیکن اشی
هنگام محاسبهی فرمول هیکن آشی، از دادههای باز و بستۀ دورۀ قبلی و دادههای باز-بالا-بسته-پایین (OHLC) دورۀ فعلی استفاده میکنیم. مقادیر اصلاحشدۀ OHLC، به صورت کندل استیکها نمایش داده میشود. به طور کلی این محاسبات، به شرح زیر است:
- حد وسط کندل قبلی (HAO): Heikin-Ashi Open= HA Open (-1) + HA Close (-1)/2
- میانگین قیمت کندل (HAC): Heikin-Ashi Close= (Open0 + High0 + Low0 + Close0)/4
- محاسبات بیشترین قیمت (HAH):الگوی گوه یا کنج افزایشی Heikin-Ashi High= Max (High0, HA Open0, HA Close0)
- محاسبات کمترین قیمت (HAL): Heikin-Ashi Low= Min (Low0, HA Open0, HA Close0)
راهنما:
دادههای نمودار HA میتوانند در بازههای زمانی مختلف مثلاً هر روز، هر هفته، ماهانه و…، با یکدیگر متفاوت باشند. دادههای آغازین (Open) نمودار، همواره در نقطهی وسط بدنهی میلهی قبلی قرار گرفته و دادههای پایانی (Close) نیز به عنوان میانگین قیمت میلهی فعلی محاسبه میشوند. دادههای بالای HA، بالاترین مقدار در میان مقادیر دادههای باز و بستهی میلههای فعلی و دادههای پایین HA نیز کمترین مقدار در میان مقادیر دادههای باز و بستهی آنها است.
مزایای نمودار هیکن آشی
- اگرچه نمودار هیکن اشی (HA) قیمت دقیق بازار را نشان نمیدهد، اما استفاده از آن مزایای زیادی به همراه دارد. میتوان گفت که مزیت اصلی نشان دادن میانگین دورهای به جای قیمت لحظهای بازار، نرمتر به نظر رسیدن نمودار است که به شناسایی آسانتر جهت یک روند کمک میکند.
- این نمودار نیز مثل کندل استیکهای معمولی، کد رنگی دارد. در واقع از آنجا که اغلب معاملهگران قادر به خواندن الگوهای کندل استیک هستند، تفسیر نمودار الگوی گوه یا کنج افزایشی HA از دیگر نمودارهای سنتی آسانتر بوده و به علت ساده بودن رمزگشایی آنها، شناسایی حرکات بازار نیز راحتتر است.
- این نمودار، یک اندیکاتور در دسترس است که استفاده از آن نیازی به نصب ندارد و میتوان آن را در هر پلتفرم معاملاتی پیدا کرد. همچنین میتوان آن را با سایر اندیکاتورهای تکنیکال ترکیب کرد تا سیگنالهای قویتری در حرکت بازار ارائه دهد.
- استفادهی HA از دادههای گذشته، آن را به یک شاخص قابل اعتماد تبدیل میکند.
- امروزه بازار فارکس بسیار پر سر و صدا است. بنابراین این اندیکاتور با فیلتر کردن نویز و کاهش آن، به معاملهگران کمک میکند تا برنامهریزی کارآمدتری دربارهی نقاط ورودی و خروجی موقعیتهای خود داشته باشند.
- از تکنیک HA میتوان در هر بازهی زمانی ساعتی، روزانه، ماهانه و… استفاده کرد. با این حال لازم است بدانید که تایمفریمهای بزرگتر، قابل اطمینانتر هستند.
محدودیتهای تکنینک هیکن اشی
- نمودار هیکن-اشی نسبت به نمودار معمولی کندل استیکها، حرکتی آهستهتر داشته و سیگنالها را با تأخیر زمانی ارسال میکند. اگرچه این استراتژی میتواند در بسیاری از حرکات ناپایدار قیمت مفید باشد، تکنیک مناسبی برای همهی سرمایهگذاران نیست.
- اکثر معاملهگران از شکاف قیمت، برای تجزیه و تحلیل حرکت آن، تعیین زمان ورود به معاملات یا توقف ضرر استفاده میکنند. این قابلیت در نمودار هیکن اشی وجود ندارد. با این حال معاملهگران میتوانند با چنین محدودیتی، توسط تغییر موقت به کندلهای سنتی در طول یک جلسهی معاملاتی مقابله کنند.
- از دیگر محدودیتهای این نمودار نیز عدم نشان دادن جزئیات قیمت است. در واقع این نمودار با استفاده از یک مکانیزم میانگینگیری، قیمتهای واقعی آغازین و پایانی یک روند را نشان نمیدهد. این مسئله میتواند برای معاملهگران روزانه یا اسکالپرهای کوتاهمدت مناسب نباشد.
آموزش معامله با نمودار هیکن آشی
اکنون که نحوهی محاسبهی کندلهای HA را یاد گرفتید، میخواهیم که روش استفاده از نمودار هیکن آشی در انجام معاملات را توضیح بدهیم.
اساس عملکرد نمودار هیکن-آشی، فیلتر کردن نویز بازار است. از آنجا که کندلهای HA بر اساس میانگین قیمت محاسبه میشوند، سایههای (فتیله یا Wick) کوچکتری نسبت به کندلاستیکهای معمولی خواهند داشت. هرچه این سایهها کوتاهتر باشند، روند با قدرت بیشتری پیش میرود.
- کندلهای سبز بلند بدون فتیلهی پایینی، نشاندهندهی نیروهای صعودی (Bullish) قوی هستند؛
- کندلهای قرمز بلند بدون فتیلهی بالایی، نشاندهندهی نیروهای نزولی (Bearish) قوی هستند.
معاملهگران و تحلیلکنندگان بازار، از نمودارهای Heikin Ashi برای شناسایی جهت و قدرت یک روند استفاده میکنند. بنابراین یادگیری نحوهی استفاده از این نمودار و آشنایی با عملکرد آن، یک مهارت بسیار کاربردی در بازار فارکس به شمار میرود.
الف) چگونه از تکنیک هیکن آشی برای تشخیص جهت یک روند استفاده کنیم؟
این نمودار از طریق کندلهای رنگی، جهت یک روند را به شما نشان خواهد داد. کندلهای سبز، نشاندهندهی روند صعودی بوده و کندلهای قرمز نیز نزولی بودن یک روند را نشان میدهند.
ب) چگونه از تکنیک هیکن آشی برای تشخیص قدرت یک روند استفاده کنیم؟
با مشاهدهی سایههای کندلهای نمودار هیکن آشی ، میتوانید قدرت روند را تشخیص دهید. بسیاری از شمعهای سبز، هیچ سایهی پایین و بسیاری از شمعهای قرمز نیز هیچ سایهی بالایی ندارند. در واقع این کندل استیکها در جهت مخالف روند، هیچ سایهای از خود نشان نمیدهند. این یعنی که شما در یک روند قوی هستید!
به دلیل اثر هموارسازی اندیکاتور در نمودار، ممکن است ادغام و اصلاحات کوچک آن قابل مشاهده نباشند. بنابراین توصیه میشود که معاملهگران برای استفاده از تکنیک هایکین آشی و افزایش پاداش معاملات یک روند، از توقف و مکث موقعیت استفاده کنند. در واقع یک معاملهگر باید در روند باقی بماند تا در صورت قوی بودن آن، به سود برسد.
ج) استفاده از تکنیک هایکین آشی برای شناسایی سیگنال برگشت روند:
شناسایی سیگنال برگشت روند، به تعیین زمان مناسب برای خروج از معاملهی قبلی و ورود به یک موقعیت جدید، کمک میکند. یک معاملهگر میتواند با شناسایی سیگنالهای برگشتی، از متضرر شدن در یک معامله جلوگیری کند.
- کندل استیک دوجی (Doji candlestick): کندلی که قیمت باز و بسته شدن یک سهم در آن یکسان یا بسیار نزدیک به یکدیگر باشند، کندل دوجی نام دارد. این کندلها که بدنهای کوچک و سایههایی بلند دارند، نشاندهندهی عدم قطعیت در بازار هستند. معاملهگران در تکنیک هایکین آشی میتوانند از این کندلها جهت شناسایی سیگنالهای برگشتی ((trend reversal استفاده کنند.
- الگوی کنج یا گُوِه (Wedges): الگوی قیمتی است که توقف در روند فعلی را نشان میدهند. یک الگوی گُوه میتواند معکوس قیمتهای صعودی یا نزولی باشد.
آشنایی با استراتژیهای Heikin-Ashi
برخی از کاربردیترین استراتژیهای هیکن آشی که معاملهگران میتوانند از آنها برای افزایش سود خود استفاده کنند، عبارتند از:
1) ظهور یک روند صعودی یا نزولی قوی
میتوان گفت که این روش، پرکاربردترین استراتژی HA است. در اغلب موارد، اندیکاتورهای سیگنال Heikin Ashi، بسیار قابل اطمینان در نظر گرفته میشوند. از این رو معاملهگران میتوانند به دلیل اعتبار این سیگنال، روند سودآوری را طی کنند. با ظهور یک روند صعودی، معاملهگران با موقعیتهای کوتاهمدت ممکن است از موقعیت معامله خارج شوند. با این حال معاملهگران بلندمدت، باید موقعیتهای خود را افزایش داده و تثبیت کنند.
2) شناسایی کندل استیکهای بدون سایه
شناسایی کندلهای بدون سایه، سیگنال بسیار معتبری مبنی بر شروع شدن یک روند صعودی قوی است. به دلیل عملکرد عالی و میزان موفقیت آن، این استراتژی به یکی از برترین تاکتیکهای Heikin-Ashi تبدیل شده است. هرچه توالی کندلهای بدون دم بیشتر باشد، روند قویتر است. به همین ترتیب با شناسایی کندلهایی که سایهی بالایی ندارند، معاملهگران باید انتظار یک روند نزولی را داشته باشند.
3) کندل استیکهایی با بدنههای کوچک
کندل استیکهایی با بدنههای کوچک، نشاندهندهی توقف یا معکوس شدن یک روند هستند. بنابراین این یکی از مهمترین مواردی است که معاملهگران باید به آن توجه کنند تا در پاسخ به بسته شدن یک روند، به سمت باز کردن موقعیتهای جدید حرکت کنند.
با این حال لازم است که معاملهگران در این زمینه، احتیاط بیشتری به خرج دهند. چرا که ظهور کندلهایی با بدنهی کوچک، لزوماً به معنای توقف حتمی یا معکوس شدن روند نخواهد بود. در این صورت، لازم است تا فرد مهارتی داشته باشد که بتواند این موضوع را به درستی تشخیص دهد.
دیدگاه شما